مرتضى مطهري

287

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

لازم است قبل از توضيح برهان صدّيقين فوق الذكر ، از برهان وجودى كه در ميان اروپاييان از او نام برده مىشود ذكرى به ميان آيد تا مقايسه اى به عمل آيد . در جلد اول سير حكمت در اروپا ( صفحهء 113 ) ضمن شرح حال آنسلم از حكماى قرن پنجم هجرى و يازده ميلادى - كه او را آنسلم پاك و مقدس مىنامند و از اولياى دين مسيح مىشمارند - مىگويد : . از همهء برهانها كه آنسلم بر اثبات ذات بارى آورده آن كه بيشتر مذكور مىشود و موضوع مباحثات بسيار واقع شده آن است كه معروف است به برهان وجودى يا ذاتى ( 1 ) از اين قرار : همه كس حتى شخص سفيه تصورى دارد از ذاتى كه از آن بزرگتر ذاتى نباشد . چنين ذاتى البته وجود هم دارد ، زيرا كه اگر وجود نداشته باشد بزرگترين ذاتى كه به تصور آيد كه وجود داشته باشد از او بزرگتر است و اين خلف است ، پس يقيناً ذاتى هست كه هم در تصور و هم در حقيقت بزرگترين ذات باشد و او خداست . در صفحهء 183 ضمن [ شرح ] فلسفهء دكارت و بيان اينكه منشأ تصورات چيست ، مىگويد ( 2 ) : . باقى مىماند يك امر و بس و آن تصورى است كه از خداوند در ذهن دارم ، يعنى ذات نامتناهى و جاويد و بىتغيير و مستقل و همه دان و همه توان كه خود من و هر چيز ديگرى كه موجود باشد معلول و مخلوق اوست . اين تصور را حق اين است كه نمىتوانم از خود ناشى بدانم ، زيرا من وجودى محدود و

--> ( 1 ) رجوع شود به مقدمه اى بر فلسفه از والد كولپه ، صفحهء 213 . ( 2 ) البته اين برهان مربوط به برهان وجودى نيست . برهان وجودى آن است كه بعداً از صفحهء 185 كتاب نقل خواهيم كرد .